سوره ی تماشا
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
مدرسه که می رفتم دیکته شب می نوشتم تکلیف شب می نوشتم از روی درس ها رو نویسی می کردم اما هیچ وقت یادم نمیاد که تکلیف خاموش نوشته باشم یعنی اصلا بهم تکلیف خاموش نمی دادن که من بخوام انجام بدم یا نه اصلا تکلیف خاموشی وجود نداشت نمی دونم چی شد و از کی تکلیف خاموش به وجود اومد و اصلا کی اون رو آورد که حالا هر چند وقت یه بار یکی می خواد بیاد و اون رو روشن کنه جالب اینجاست که خودش هم نمی تونه تنهایی روشن کنه ! نمی دونم شاید هم توی مدرسه های پسرونه بهشون تکلیف خاموش می دادن که باید روشنش می کردن که حالا هم عادت کردن و هر چند وقت یه بار میخوان یه تکلیف خاموشی رو روشن کنن و می شنویم که من باید تکلیف ات رو روشن کنم برو تا بیام با بابات تکلیفت رو روشن کنم و ... کی بهشون این اجازه رو داده خدا می دونه!
پ.ن. من اصلا از این " به خاطر من" ها می ترسم. زندگی با " به خاطر من" درست نمی شود. هنوز ازدواج نکرده ایم و گند " به خاطر من" ها درآمده است ! بیوتن - رضا امیرخانی 

