وقتی تو نيستی

نه هست های ما

چونانکه بايدند

                   نه بايدها...

مثل هميشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

                   با بغض می خورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخيره می کنم:

                         باشد برای روز مبادا

اما

در صفحه های تقويم

روزی به نام روز مبادا نيست

آن روز هرچه باشد

روزی شبيه ديروز

روزی شبيه فردا

روزی درست مثل همين روز های ماست

اما کسی چه می داند؟

شايد

امروز نيز روز مبادا

                      باشد!!

«قيصر امين پور»

/ 4 نظر / 3 بازدید
hoda

دوست خوبم سلام...شعر های بسيار زيبايی مينويسی...با تبادل لينک موافقی؟!اگه دوست داشتی بهم بگو...منتظرت هستم....ياحق...

سرگارسن کافه تریا

سلام . اولا چرا ميزنی. دوما من هی ادرسم رو نمی دم . هر وقت که آپ می کنم آدرس رو لينک می دم. سوما که من ديدم تو هيچ وقت با اون آدرس چيزی برام نفرستادی گفتم شايد آدرست اشباهه. چهارمم هم کار خواستی نداشتم فقط خواستم يکم بيشتر از معلوماتتون استفاده کنيم

سياوش (غروب آسمان)

سلام خوبی مرسی سر زدی ممنون ... خيلی زيبا بود منم مشهد بودم جای جالبی بود برای اولين تجربه